برداشت متفاوت

سکانس اول

روباه ماده: می خوای یه کم حال کنی؟

روباه نر: چرا که نه؟

سکانس دوم

پ.ن: هنوز باورم نمیشه توی وبلاگم هستم! چقدر دلم تنگ شده بود. امیدوارم دوباره اونکار ابلهانه رو نکنن…


Share

برداشت متفاوت

مطالبات

یه چیزی رو بهم بگو. توئی که به هر شیوه ای که می تونی داری به پیشروی جنبش کمک می کنی، آیا هیچ به اهدافش توجه داری؟ می دونی اشخاصی رو که به عنوان رهبران این موج انتخاب شدن، چی توی فکرشونه؟ میدونی که به اصل ولایت فقیه و رهبری التزام دارن؟

حالا فرض کن وقتی در نهایت جنبش پیروز بشه، چی می خواد بشه؟ رئیس جمهور عوض می شه، خب. ولی می دونی که اشخاصی که به نمایندگی جنبش جلو می رن هرگز نخواهند گفت اصل رهبری باید حذف بشه همونجوری که تاحالا نگفتن؟ فکر می کنی ممکنه حتی بخوان رهبر رو عوض کنن؟ بعد اون روز تو چه حالی می شی؟ توئی که می دونی هر کس به هر نحوی کشته شد با اطلاع و موافقت ضمنی رهبر در سطح کلان و گاهی حتی جزء بود.

این یک طرف ماجراست، طرف دیگه ماجرا ایرانی های مقیم خارج هستند که می دونیم اکثرشون سلطنت طلب هستند و توی تمام تجمعاتشون پرچم شیر و خورشید دیده می شه. با اینا وقتی که میان ایران و می خوان قاطی جنبش پیروز شده بشن چجوری برخورد خواهی کرد؟ همون هایی که سنگ شاهزاده سابق رو به سینه می زنن. در حالی که نظام شاهنشاهی سالیان ساله که از دور خارج شده و حتی دیگه کلاس هم نداره. کشورهای امروز با سیاست مدارهاشون شناخته می شن نه با پادشاهانشون (اگر هنوز داشته باشن). منهای اعراب که تکلیفشون معلومه!

بهم بگو اون روزی که جنبش پیروز بشه تو دلت چی می خواد و با این گروه افراد چیکار خواهی کرد؟


Share

مطالبات

ژانر – دو

اینایی که توی نت با اسم مستعارن ولی بازم همه چیشون پرایوته؛

اینایی که توهم خطر دارن؛

اینایی که می خوان مرموز باشن؛

اینایی که فکر می کنن خیلی کله گنده هستن.

ژانر – دو

کلیشه بازی یا عشق بازی؟

به نام عشقی که برای هیچ شروعی کلیشه نمی شود


بعضی مامان ها دستشون بوسیدنیه، بعضی مامان ها پاهاشون، بعضی هم دست و پاشون. مفتخرم مامانی دارم که تمام وجودش بوسیدنیه و بوسه چقدر عمل حقیریه برای ابراز عشق و احترام به اندازه ی میزان حقیقی شون!
مامان خوب بودن سخت نیست، خیلی خوب بودن هم شاید، ولی مامان عالی بودن مهارتیه که با عشق بی نهایت و تمرین به دست میاد و بیش از اونکه غریزه باشه نوعی هنره. انتخاب مامان جوون داشتن یا مامان ماهر داشتن با من نبود ولی خوشحالم که خدا بهترین انتخاب رو برام کرد.

دنیا هیچ وقت اونقدری صبر نمی کنه که فرزندی بتونه اونقدری که شایسته است، قدر مادرش رو بدونه و این هم از اون درس های تکراریه تاریخه که کسی بهش توجه نمی کنه. اینکه از من راضی هستی حتی بیشتر از اون دوتای دیگه، برای خودم کافی نیست چون خودم هنوز از خودم راضی نیستم و با توجه به طبیعت سخت و تاثیر ناپذیری که دارم فکر نمی کنم روزی برسه که اونقدر اخلاقم رو تغییر داده باشم که صدام رو برات بالا نبرم و به آدم بودن، به فرزند سپاس گذار بودن، نزدیک بشم و شاید خودم، خودم رو راضی کنم.

تصور نمی کنم بهشت زیر پات باشه، بهشت به نظرم بیشتر توی چشماته و پنجه در پنجه دستای مهربونت.

می دونم کمتر از اون دوتای دیگه خواهم داشتت و معتقدم که منصفانه نیست ولی می دونم اونقدر بهم عشق داری که حتی گاهی بهشتت رو ترک می کنی تا حداقل روی زمینم حضور ناپیدات رو حس کنم.

این روزها که به جدایی تن هامون نزدیک و نزدیک تر می شیم، دروغ محضه اگر بگم درونم به اندازه ظاهرم آرومه، هرچند ظاهر چندان آرومی هم ندارم ولی خواهشم اینه که به همدیگه کمک کنیم این اتفاق بزرگ زندگیم (ازدواج) مثل مرثیه مرگ نباشه.

نه دست پر هدیه ای دارم نه اخلاق خوشی که راضیت کنه. هدیه ام فقط دعاست به وجود نازنینت که این خونه، این دنیا کوچیکم، بدون وجود و حضورت، بدون صدات، نگاهت، عطرت و لمست چیزی کم داره، جای خالی ای که نه تنها هیچ چیز بلکه هیچ کس به هیچ شیوه ای قادر به پر کردنش نیست.

من فکر می کنم،
که نه پیامبران،
مادران،
رسولانِ خدایند
بر زمین.‏
پنج شنبه 13 خرداد 1389
الهام که وامدار یگانگی توست

پ.ن: بهترین دعایی که می تونی برام بکنی دعا برای سلامتی و طول عمر خودته، دریغ نکن.

————————————————-

پ.ن 1: این برای مامانم بود. کادویی همراهش نبود. توضیح دلیلش از این مجال خارجه.

پ.ن 2: مامانم 63 سالشه و من با دو تا خواهرهام 16 و 14 سال تفاوت سنی داریم. و ته تغاری ام و مامانم بهم دلبستگی شدید داره، من هم متقابلاً.

پ.ن 3: با علم به تاریخ عروسیم، بازم قدر کنارش بودن رو نمی دونم. وقتی حریصانه از زمان استفاده می کنم جداییمون بیشتر باورم می شه و غصه می خورم. رابطه من و مامانم بیشتر شبیه دوسته تا مادر و دختر با اینکه فاصله سنیمون زیاده.

پ.ن 4: همه با مامانشون اختلاف نظر دارن ولی از این نکته غافل نشیم که هیچکس مامان آدم نمی شه، یعنی هیچکس.

پ.ن 5: خدای محترم، اگر از تعطیلات برگشتی «لطفاً به پدر و مادرهامون عمر با عزت بده». آمین فراموش نشه.

کلیشه بازی یا عشق بازی؟