Good Money

دوست واقعی داشتن مثل پول داشتنه. دارم راستش رو میگم. حسش دقیقاً برام همونجوره. وقتی پول ندارم حس می‌کنم نزدیک های آخر دنیاست، حوصله ندارم، به نظرم همه‌ی کارهای دنیا غیر قابل انجام هستند و دائماً غمگینم. معنی زندگی رو وقتی نمی‌شه توش هیچکار باحالی کرد درک نمی‌کنم.

Advertisements
Good Money

Short story about surprise party

یک جایی در زندگی هست که می‌بینی باید برای آدم‌های مهم زندگی‌ات یک بنای یادبود بسازی. مطمئنی که به یادشان بودن و دوستشان داشتن به تنهایی کفایت نمی‌کند. بعد چون نه پیکر تراشی نه حتی هنرمند، بر می‌داری در عزیزترین دفترچه زندگیت ازشان می‌نویسی.

می‌نویسی که:
می‌دونستم سورپرایز شدن برای تولد رو دوست دارم، ولی در این بیست شش – هفت سال برام پیش نیومده بود. امسال یک گروه 5 نفره از رفقام، یک ماه و دو روز زودتر از تاریخ موعود منو سورپرایز کردن.

بعد، از متن می‌آیی بیرون و حاشیه می‌نویسی که:
ما یک تیم هشت نفره همکار بودیم در یک محیط عالی. محیط عالی و منش‌های یکسان باعث شد دوست‌های خوب هم باشیم. الان از اون تیم، 4 نفرمون توی شرکت موندیم ولی دوستی‌مون رو قطع نکردیم. سه نفرمون متولد بهمنیم و توی این سال‌ها هربار سعی کردیم تولدمون رو با هم برگزار کنیم.

بعد، دوباره برمیگردی به متن:
امروز، 25 دی 1393 از صدقه سری این رفیقان فهمیدم که من «سورپرایز» رو دوست نداشتم. براش هم 2 متر نپریدم هوا و جیغ نکشیدم (که فکر می‌کردم اینطوری بشه)، به جاش یک لبخند بزرگ و عمیق داشتم. چیزی که من دوست داشتم این بود که بفهمم برای آدم‌هایی انقدر عزیز بودم که بدون هماهنگ کردن و کمک گرفتن و وعده گرفتن از خودم، برام چنین چیزی تدارک دیدن. که اگر آدمی برات مهم نباشه و دوستش نداشته باشی، فکر نمی‌کنی که چطور خوشحالش کنی، براش برنامه‌ریزی نمی‌کنی و وقت نمی‌ذاری، توی اولویت‌هات نمی‌ذاریش.
تشکرهای ویژه از : تالین برای مهمون نوازیش؛ عاطفه که راضی نبودم با اون بار بهمون ملحق بشه :)؛ الهام که همیشه زحمت‌ها رو در سکوت می‌کشه؛ آنگینه که خاری‌ست توی چشم اونهایی که فقط ادعای وقت گذاشتن برای یک نفر رو دارن؛ راحله که همیشه قولش قوله؛ لیلا و محبوبه که بهمنی هستند و پرچممون با هم بالاست 🙂

بعد دوباره از متن می‌آیی بیرون. می‌نویسی:
چطور ته متنی را ببندی که تویش از یک دوستی عمیق نوشتی و باور داری چنین چیزی را خط پایانی نیست؟ چطور از یک حسی می‌گویی که تو را لبریز کرد و می‌خواهی تمامش کنی در حالی که دلت می خواهد همیشه ازش لبریز بمانی؟ می‌بینی این که مقاله نقد فیلم و کتاب نیست، این زندگی است و قرار نیست آخر زندگی را نقطه بگذاری

surprise party

Short story about surprise party