Good Money

دوست واقعی داشتن مثل پول داشتنه. دارم راستش رو میگم. حسش دقیقاً برام همونجوره. وقتی پول ندارم حس می‌کنم نزدیک های آخر دنیاست، حوصله ندارم، به نظرم همه‌ی کارهای دنیا غیر قابل انجام هستند و دائماً غمگینم. معنی زندگی رو وقتی نمی‌شه توش هیچکار باحالی کرد درک نمی‌کنم.

Advertisements
Good Money

Person

با آتنا صحبت‌هایی کردم که دیدم دوست دارم اینجا هم ثبت کنم. هرچی نباشه اینجا دفترچه اعتقاداتم هم هست. اعتقاداتی که پنج سال دیگه ممکنه عوض شده باشه ولی من از دیدن قدیمی‌ها ناراحت نمیشم.

صحبت‌هام در مورد دوست نزدیک بود. اون یک نفری که به جز اعضای خانواده، با کمال میل حاضرم زندگیم رو براش بدم.

من شخصاً آدم آبزرونتی هستم. واسه همین طرف رو دیر یا زود یاد می‌گیرم. میفهمم دستشو که اینطوری می‌کنه، چی می‌خواد، وقتی جدی فکر می‌کنه چه شکلیه، وقتی ناراحته چه شکلیه، وقتی کیف کرده چه شکلیه، جمله‌هاش رو کامل می‌کنم، لبخندش رو تفسیر می‌کنم، لحنش رو در حالات مختلف می‌شناسم، پیش بینیش می‌کنم.

به نظرم این قشنگه، یعنی چقدر برام ارزشمند بودی که بهت این همه توجه کردم و یادت گرفتم و ف میگی میرم فرحزاد. در مقابل که این کار برام انجام نمیشه و همش مجبور میشم توضیح بدم، غمگین می‌شم. حس دوست نداشته شدن می‌کنم.

یک بار هم با زرافه‌ای در میان جمع نشسته بودیم. یک جمله‌ای گفت که شاه بیت بود و من همچنان به خاطر دارم. گفت (نقل به مضمون) وقتی تو می‌بینی من سیگارم رو روشن کردم و بی حرف زیر سیگار رو به سمتم سُر میدی، یعنی که حواست به من هست و این ارزشمنده. با اینکه خیلی کوچیک به نظر میاد و حتی ممکنه به نظر خیلی‌ها نیاد اما مهمه. البته اون داشت در مورد پارتنر صحبت می‌کرد اما من به رفیقِ جان هم تعمیم میدم. حیف که وقتی حواست به کسی باشه ولی بارها برات پیش بیاد که به وضوح ببینی اون توجهی بهت نداره (کلاً به هیچی توجه نداره) خیلی دردناک میشه.

Person

Happy Friend, cheering sound

یه روز خوب می‌تونه اینطوری شروع بشه که وقتی داری با رئیست پای تلفن صحبت می‌کنی و یک سری کارهای محیر العقول ازت می‌خواد، دوستی که تاحالا باهاش مکالمه تلفنی نداشتی بهت زنگ می‌زنه در حالی که صداش پر از انرژیه و از اینکه ازت یه نامه کاغذی گرفته خوشحاله.

اینطوری می‌شه که توام از خوشحالیش خوشحال می‌شی و از صداش انرژی می‌گیری و تا شب توی برقی

Happy Friend, cheering sound

رفیق جدید؟

یه وقتایی هم دلم رفیق جدید می‌خواد ولی نه اینکه از اولش شروع کنم، اینطوری که چشم ببندم و باز کنم ببینم یکیه که سرد و گرم‌ها رو با هم چشیدیم و فایت‌هامون رو کردیم و از طوفان‌ها رد شدیم و حالا نشستیم توی قایقمون روی اقیانوس و دنیا به تخممون نیست و سیگار دود می‌کنیم.
آدم باید چنتا از این رفقا داشته باشه که وقتی حوصله یکیشون رو نداره بتونه به اونهای دیگه رجوع کنه. دلم آدم جدید می‌خواد که دغدغه‌هام وقتی کنارشم فرق داشته باشه، که دغدغه‌های من براش فرق داشته باشه، که بشه تجربه‌های جدید کرد، درسته که آخر همه‌ی ماجراها رو انجام نداده می‌دونی ولی اگر دوست نداری آخر ماجرا این باشه، سوئیچ کنی روی یکی دیگه‌شون و یک آخرِ دیگه رو بچشی.
فکر کنم برای از صفر شروع کردن دوستی با آدم‌ها دیر شده باشه. شایدم تنبلی رو می‌ذارم پای سن و موود.

رفیق جدید؟