آدمیزاد قدر چیزهایی رو تا وقتی داردشون نمی‌دونه. فکر نمی‌کنی انگشت کوچیکه به درد خاصی بخوره تا وقتی که زخمی و دردناک می‌شه.

حالا حکایت منه. یک زمانی بود عشق عوض کردن رینگتون موبایلم رو داشتم و عشق اینکه یکی زنگ بزنه و بشنومش. حالا ولی چنان با هر بار زنگ خوردن تلفن بند دلم پاره می‌شه و به شدت دلم می‌ریزه که از هر چی زنگ خوردن تلفنه بیزار شدم.

قدر شب سر راحت روی بالشت گذاشتن رو بدونید، قبل از اینکه حضور یک آدمی که قبلاً هم بوده، الان دیگه حس ناامنی، ترس، مرگ و خشم بهتون بده.

قدر توانایی تمرکز روی کارتون رو بدونید، قبل از اینکه برای انجام وظایف روزانه و حیاتی‌تون هم به تقلا و حواس‌پرتی بیفتید.

قدر مامانتون وقتی حالش خوبه و یک بخشی از دل و مغزتون در اشغال نگرانی برای وضعیت روحی و جسمیش و بعد آسیب دیدن خودتون از مشاهداتون نیست رو بدونید. (سلام مهسا)

وقتی اعصابتون آرومه متوجه وجودش نیستین. وقتی به هم می‌ریزه تازه می‌فهمین چیزی به نام اعصاب وجود داره که وقتی خوب نیست چقدر می‌تونه تحلیل برنده باشه. قدر سالم و خالیش رو بدونید.

قدر خودتون، وقتی که انقدر نیازمند توجه دیدن از آدم‌هایی که دوستشون دارید نیستید رو بدونید. محتاج توجه، محبت و کمک روانی بودن، مخصوصاً برای آدم‌هایی که شخصیت مستقلی دارند، درد و غم دو برابری داره.

Advertisements

8 نظر برای “

  1. نفس بابا می‌گوید:

    سلام
    الهام جان وبلاگت رو امروز دیدم و پستهاتو خوندم

    پستهای اون دوران نامزدی و عقدت رو که خوندم خیلی خوشحال شدم و انرژی گرفتم و امیدوار شدم ب مردها .
    اما این پستهای اخیرت در فضای مجازی دیدم ناراحت شدم که رابطه تون سرد شده،

    میشه بپرسم چرا اون عشق داغ الان کمرنگ شده؟ چون منم خودم بغصی از شرایط شما رو دارم یه نامزد عاشق پیشه دارم اما از ازدواج میترسم.میترسم که بعدا هوایی بشه و ترکم کنه.. اونم خیلی به رفت و امد با خانواده اش حساسه.

    یه سوال دیگه هم داشتم همسرتون با سیگار و (الکل) شما مشکلی نداره؟ خودش به اینها گرایش پیدا نکرده؟
    میشه کمکم کنی؟ به راهنمایی ات نیاز دارم. خیلی ممنونم :* امیدوارم دوباره اون عشق دوباره در زندگیت جریان پیدا کنه مثل قبل

      1. نفس بابا می‌گوید:

        بله عزیزم رفتم اما ب من گفت که خیلی حساسم ،نفوس بد نزنم.البته ما الان مشکل خاصی نداریم
        اینکه میخاستم نظر شما رو بدونم چون احساس کردم شرایطم شبیه شماست. یه جاهایی نامزدم شبیه همسر شماست؛
        من درونگرا و اون برونگرا.

        میترسم که بعد ازدواج تغییر کنه. میترسم علاقه اش بهم کم بشه میخاستم از تجربه تون استفاده کنم. چه طوری میشه جلوی سرد شدن روابط رو گرفت.

        ( من چندباری آبجو مصرف کردم اما نامزدم نمیدونه و تا حالا که اهلش نبوده حتی سیگار هم نمیکشه، اگه بهش بگم ممکنه بعدا علاقه پیدا کنه؟ بگم یا نگم؟ روم نمیشه این رو از مشاور بپرسم چون میشناسدم.)

        من ب تجربه افراد با شرایط مشابه بیشتر از نصیحتهای مشاوراعتقاد دارم.

        لطفا اگه میتونی خواهرانه کمکم کن که از تجربه ات استفاده کننم، چون مینرسم از ازدواج ناموفق .

        مرسی که وقت میگذاری.

        1. من به تجربه آدم‌ها اعتقادی ندارم بر خلاف شما، و به شدت معتقدم نسخه کسی رو برای کس دیگری نمی‌شه پیچید. مشاورتون رو عوض کنید به شخصی که شما رو نشناسه و فقط براش کلاینت باشید.

  2. قدر وقتی بی دلیل و ساده شادید و می خندید رو بدونید! چون بعدا باید برای یک دهمش کلی زور بزنید!
    *****
    چقد درگیر این موضوعم این روزا ! ینی خیلی وقته! مخصوصا پاراگراف آخر! له می کنه! آدم بعد یه مدت حالش از خودش بهم می خوره! شت!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s