زندونی تقدیر

31 می گوگل تصمیم گرفت به مدت دو هفته منو در پلاس لیمیت کنه. الان نه می‌تونم بنویسم، نه کامنت بذارم. در حد استیون هاکینگ که یک انگشتش کار می‌کنه، با یک انگشتم فقط می‌تونم پلاس بزنم.

برنامه داشتم سه روز تعطیلی خرداد بهتر بگذره، حالا برنامه هم نداشتم، آرزو داشتم. با سِرُم و بی‌حالی گذشت. الان که برگشتیم سر کار فکر می‌کنم که اون حال بد رو می‌خوام. می‌شه گفت حال بد جسمی از کجاست،‌علائم فیزیکی داره و آدم‌های نزدیک زندگیت بابتش به طور موثری همدردی می‌کنن، از همه‌ی این‌ها مهم‌تر «تو اجازه داری بیفتی». امروز صبح که آخرش وسوسه سیگار دوم قبل از بیرون اومدن بهم غلبه کرد داشتم فکر می‌کردم آیا من حق دارم بشکنم و بیفتم و بخوابم توی خونه بدون هیچ علائم فیزیکی‌ای و فقط چون حال روانیم خوش نیست؟

فارغ از حق، بخشی از مشغولیت ذهنیم به ناامید کردن آدم‌هایی اختصاص داره که معتقدند من قوی هستم. با اشک نریختن خودمم به خودم چنین توهمی رو دادم که من قوی هستم. شاید هم بیشتر شرمنده خودم می‌شم تا دیگران و این فقط یک  نقاب معذوریت باشه. کاش یک سِرُم هم بود می‌زدم به روانم. فعلاً پیشنهاد ترانکیوال بهم شده، بلکه وقت‌هایی که هست انقدر منقبض و وحشت‌زده و بی‌خواب نباشم.

به قول خانم هایده زندگی هنوز خوشگلی‌هاش رو داره و خوشگلی امروز من رفتن به یک کافه جدید و زیبا با چند رفیق قدیمی و زیباست. چند روز پیش هم از دو دوست خوب وبلاگی – پلاسی یک هدیه گرفتم که خیلی وقت بود دنبالش بودم. اینکه آدم فقط از غم بگه راحته، ولی حسنِ خوبی اینه که حتی از توی سایه و تاریکی هم می‌درخشه. سلامتی همه‌ی رفقا که نقطه‌ی روشن زندگی حتی توی روزهای سختش هستند.

Advertisements
زندونی تقدیر

2 نظر برای “زندونی تقدیر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s