وایبر وارده

دیشب یکی از متن‌های مثبت‌اندیشی (که می‌دونین من چقدر ازشون بدم میاد) توی گروه وایبری اومده بود. دری‌وری طولانی‌ای بود ولی برایندش حرفی بود که علارغم مخالفت کلی من با این بول‌شت‌های دیدن نیمه‌ی پر لیوان و الخ، احساس کردم لااقل در مورد خودم درسته.

گفته بود وقتی توی دلت یه چیز منفی میگی مثل «فلان کار انجام نمی‌شه» «من زشتم» «خراب شد» باید 17 بار یک شخص یا اشخاص دیگه‌ای بهت بگن نه اینطوری نیست که باورت بشه. یعنی یک بارِ خودت نیروئی به اندازه 17 بار اون‌ها داره.

حالا ما می‌گیم یعنی می‌شه این برگ از زندگی‌مون هم به سلامت ورق بخوره؟ شمام بگین می‌شه 🙂

پی‌نوشت یک: روزهای روشن پیش روئه. فقط راه خیلی سنگلاخ و سخته.

پی‌نوشت دو: یک عده گفتن تو قوی‌ هستی که گریه نمی‌کنی، عده‌ای دیگه در مقابل گفتن الان گریه نکنی پس کی بکنی؟ خُل می‌شی اگر نذاری با اشکات حالت بهتر بشه.

Advertisements
وایبر وارده

8 نظر برای “وایبر وارده

  1. ما به فلان کار انجام نمیشه؛ فلان اتفاقل نمیافته؛ یا فلان اتفاق بد میافته؛ فلان طور میشه و… میگیم غار بد زدن 🙂
    میگیم حرف از هر اتفاق بدی بزنی همون اتفاق میافته؛ الکیه ها ولی این حرفا 🙂 با اینکه میدونیم الکی پلکیه ولی بازم میگیم! :d

    نمیشه لیوانِ آبِ زندگیِ من کامل پر باشه؟ من نمیتونم وقتی لیوانم نصفه هست به این فکر نکنم که اون نصفه دیگه آب لیوانمو کی نوش جان کرده!!!!

  2. آخرین باری که گریه کردم شاید 12-13 سال قبل بود. یعنی حتی اگه بخوام که گریه کنم هم اشکم درنمیاد. اینو از پدرم به ارث بردم فک کنم! 🙂

  3. Hedieh می‌گوید:

    خب من دوتا چیز بگم و بعد دوان دوان دور شم.
    اولا که دختر، تو داری برای کاری که می کنی سرسختانه انرژی می ذاری. هر کس این مقدار انرژی بذاره پیروز می شه و تو قطعا موفق میشی. خیلی ساده تر از چیزی که فکر کنی.
    دوما برات از یه دوستم بگم. سه سال پیش جای الان تو بود. وارد زندگی شد. سختش شد. پدرش در اومد. یک سال، دو سال، سه سال. الان کجاست؟ الان وسط بهشته به گمونم از خوشی. تک تک بخش های زندگیش رو دوست داره. تک تک قدم های مسیرش رو. راهش اصلا آسون نبود و خانواده هم حامی اش نبودن. یکی از خوشحال ترین آدم هاییه که الان می شناسم.
    بگردم برات شونزده نفر دیگه هم پیدا کنم؟
    دو سال دیگه این روزا برات خاطره است. هر وقت سختت شد به اون دو سال دیگه فکر کن.

  4. جالب ترین قسمت زندگی اینکه هرشکستی ما رو لایق برد بهتری می‌کنه. باید دنیا رو همونجوری که هست دوست داشته باشیم، پرتلاطم و پر از تغییر، وگرنه کسالت و درجا زدن نصیبمون می‌شه. اونی که من می‌شناسم یه عجوبه هستش …

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s