Gone with the wind

اسمش اینه که تو رفتی، اما در واقع این منم که رفتم، از خودم به ناکجا. خودم گم شدم و می‌شم.

نمی‌تونم از راه‌های هر روز سر کار برم یا از راه‌های هر روز به خونه برگردم، طاقت دیدن شبح‌ات رو ندارم. انگار که توی کالبدم نباشم دیگه بلد نیستم کتلت درست کنم، مامان فکر می‌کرد ایراد از گوشت باشه اما در واقع ایراد از تو بود که کتلت غذای محبوبت بود و حالا دیگه نبودی که ازش بخوری. دیگه بلد نبودم جوراب سوراخ بدوزم، بابا فکر می‌کرد که دخترش چه بی هنره! دیگه فیلم ندارم که به رفقا پیشنهاد بدم، پایه‌ی فیلم من تو بودی.

آره در حقیقت این منم که از خودم رفتم. تو منو ترک کردی اما من خودمو ترک کردم. کالبدی که مردی عاشقش نباشه و لمسش نکنه رو هیچ‌وقت نخواستم.

Advertisements
Gone with the wind

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s