ژانر – سه

این فروشنده هایی که قدم به قدم دنبال آدم توی مغازه راه میان

من که ازشون خرید نمی کنم


Share

Advertisements
ژانر – سه

8 نظر برای “ژانر – سه

  1. چند سال پیش بود داشتم میرفتم کلاس زبان. کلاسم ساعت 6 شروع میشد و تازه من 6:15 از خونه زدم بیرون. نزدیک بود اون کلاسم به خونه. پیاده 10 دقیقه راه بود.
    سر پیچ شمرون یکی از این بچه ها گیر داد که آدامس بخر ازم. گفتم نمی خوام. هی دنبالم اومد و گیر داده بود. منم هی میگفتم نمی خوام، ممنون. گفتم این کارت که التماس میکنی و گیر میدی مثه گدایی کردنه، نه فروشندگی و کار کردن. بازم اومد.
    انقدر گیر داد و یه مسافتی دنبالم اومد که شاکی شدم گفتم اگر یه بار دیگه بگی بخر، گوشتو میکشما آقا پسر و پشتمو کردم که برم.
    یهو دیدم یه چیزی گفت جررررررررر و تا برگشتم سمت بچه ه ببینم چی بوده، یه چیز خورد تو ساق پام و پسره در رفت.
    اونموقع مانتوی چاک دار ابایی بلند مد شده بود.
    وقتی بهش اونطوری گفتم، از لجش چاک مانتوم رو گرفته بود و تا من برگشتم ببینم چیه، یه لگدم زد بهم و در رفت.
    از اون به بعد فقط می گم نمی خوام ممنون و نمی خرم. اما اگه کنه و آویزون نباشن ازشون می خرم. چون گدایی نمیکنن

  2. مهدی می‌گوید:

    یعنی خیلی نامردی یعنی چی نون مردم رو آجر می کنی؟
    نه یعنی چی؟ فردای قیامت چی جواب میدی؟هان؟
    نه بگو دیگه! بگو
    🙂

  3. ansherly می‌گوید:

    کاش فقط بیان دنبال آدم
    تو تبریز ، البته تو بازارش وقتی میری یه مغازه ای یه دخترهایی رو گذاشتن که تا میری تو میان گیر میدن که چی میخوای ؟ اصلا مهلت نمیدن چیزی رو نگاه کنی حالا بد بخت میشی اگه از چیزی خوشت نیاد . دیگه پدرتو در میارن رسما

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s