ژانر – دو

اینایی که توی نت با اسم مستعارن ولی بازم همه چیشون پرایوته؛

اینایی که توهم خطر دارن؛

اینایی که می خوان مرموز باشن؛

اینایی که فکر می کنن خیلی کله گنده هستن.

Advertisements
ژانر – دو

20 نظر برای “ژانر – دو

  1. خواهر وسطی می‌گوید:

    برای اولین بار برایم گل فرستادی

    گل یخ

    تا به دستم رسید آب شد .

    مرموز بود کاراگاه گجت

  2. از این ادما زیاد دارم دور و برم فکر می کنن الان کل سیستم امنیتی کشور اونا رو زیر نظر داره و همه چی شون تحت کنترله

  3. ansherly می‌گوید:

    سلام خاله الهام
    میدونی با این حال مریضم خیلی ذوق کردم که اومدی ؟ یعنی بلاخره دوس شدیم ؟ :دی
    این عکست خیلی ترسناک بود 😦
    در مورد این آدما هم نظری ندارم …یعنی زیاد نتونستم درکشون کنم

  4. معمار بیکار می‌گوید:

    خدایی من زیاد به خودم فکر نمیکنم اما اون اوایل اصلا دوست نداشتم با اسم اصلیم بنویسم یادت که هست،اما الان همه جا تو نوشته هام متونی کلمه نفیسه رو پیدا کنی،عکسم رو هم که گذاشتم و تازه تو جمع ها هم اومده.
    نمیدونم چرا اون اوایل دوست نداشتم کسی با هویتم آشنا بشه،اما الان نه، برام فرقی نمیکنه،تازه خیلی خوشحال هم میشم با آدمای جدیدی آشنا بشم.
    کلا ممنون 24دی ساعت 11:30 هستم که دیدن یکی باعث شده از پیله ی خودم بیرون بیام.
    24دی ساعت 11:30جلوی پارک ملت واست آشنا نیست؟

    1. مساله این پست با اسم مستعار بودن یا نبودن نیست
      مساله این پست اینه که اگر همه جا با اسم مستعار هستمف چرا باید همون جاها هم به صورت پرایوت باشم؟ بعد یکسری دلایل ارائه شده که مثلاً آدم سکرتیه طرف یا توهم خطر داره و امثالهم. وگرنه مستعار بودن عیب نیست و حقیقی بودن حسن.
      آره یادمه، خوشحالم که نقشی در تغییر روند زندگیت هرچند اندک داشتم. تازه تو بعدش رفتی رو دور تند و خیلی بیشتر از من با دوستان وبلاگیت آشنا شدی و رفت و آمد کردی و می کنی.

  5. شاید واقعا هیچ کدوم این چهار خط مربوط به یه نفر نباشه .
    شاید یکی فقط دلش میخواد توی یه دنیا ، ناشناس بمونه تا راحت تر بتونه نفس بکشه ، شاید …

      1. بله ، متوجه شدم .
        خب اول که متن رو خوندم یه چیزی به ذهنم رسید
        بعد اینکه کامنتو نوشتم ، سایر کامنتارو خوندم ، یه چیز دیگه فهمیدم :دی

  6. پِهَل دارم که نقاب آک بدارد، چراکه مرا قدرت کلام آزاد می دهد، در این مکان که اینگونه ام، نقاب پرده ای بر رخ من می افکند که تو مرا بازنشناسی و بر کلامم دیده بداری و نه خودم. نقاب مرا دلیری کلام دهد که بی هراس بگویم آنچه در سر دارم و فرجام را اندیشه نکنم
    یه چیزی هم در این زمینه جستم !
    http://bitars.wordpress.com/2009/11/04/

  7. BehraD می‌گوید:

    اول اینکه مرسی از راهنمایی …
    دوم اینکه راست میگی … شدیدا موافقم … هرچند خودم از بلاگفا برای همین توهم به وردپرس اومدم .. ! اما حتا عکسم رو هم گذاشتم … کسی منو نمی خوره … حتا آقا کلاغه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s