انتخاب

پیش نوشت!: نمی خوام بحث کنم، دعوا هم با کسی ندارم، قرار هم نیست کسی عقیده اش رو به دیگری تحمیل کنه. کامنت های احتمالی که موجبات رنجش دیگران رو به هر دلیلی فراهم کنه، یا تائید نمی کنم یا پاک می کنم.
همگی ماهایی که به رسانه های آزاد دسترسی داریم، متوجهیم که پایه های این نظام لرزیده. پس یا به زودی سقوط می کنه یا دچار تغییراتِ بنیادین می شه. در همین حیص و بیص و نزدیکتر شدن روزهای ملتهب و فست فوروارد، احتمال تصرف شدن کلانتری ها و پادگان ها هم هست. همونطور که توی اکثر جریان های اعتراضی به اصول یک حکومت این ماجرا به وجود میاد و تکرار می شه.
می خوام بدونم تو، تویی که دوستات، هم دانشگاهی هات، فامیلات، خانواده ات یا حتی موقعیت هات رو به خاطر یا به وسیله این نظام از دست دادی، تویی که به نظرت کارهای اینا (از جمله فرمان تیر) در حال حاضر جنایت و خیانت و بی شرفی و از خدا بی خبریه، اگر روزی توی این موج، سلاح به دستت بیفته، آیا باهاش شلیک می کنی؟ توی بازی های کامپیوتری (اگر اهلش باشی) یا فیلم های اکشن، جمله ای هست که می گه «شوت تو کیل»، تو اینکارو می کنی؟ برای کشتن کسی شلیک می کنی؟ شایدم اصلاً اسلحه رو برنداری. شایدم برداری و به قصد زمینگیر کردن شلیک کنی. دوست دارم بدونم چیکار می کنی و اگر به هر قصدی شلیک کنی به چه اشخاصی؟
خودمو بگم، آدمی نیستم که رخ به رخ کسی بخوام بکشمش. اما فکر می کنم اگر بخوام سلاح رو بردارم از نوع دور زن (دوربین دار) خواهد بود و خروج آتیش از لوله اسلحه هرکس (بسیجی، پاسدار، ارتشی، ارزشی، ذوب در ولایت) ببینم بی درنگ هدشاتش می کنم. به همین شدت هم مطئنم که بعداً از این کارم پشیمون می شم چون با عنایت به آهنگ «زبان آتش» من کی باشم که بخوام جونی رو که خدا داده بگیرم؟
وقتی جواب می دی به عواقبش و شب هایی که تا آخر عمرت داری و باید بخوابی فکر کن. سعی کن جدی و در حد امکان بدون دخیل کردن احساسات جواب بدی، طنز بعضی جاها فاز نمی ده.

Share

Advertisements
انتخاب

19 نظر برای “انتخاب

    1. کامنتت پیش خودم امانت می مونه
      در مورد راهی که گفتی، به خاطر همون سوختن تر و خشک، و احتمال خطای خیلی بالا در مورد اونهایی که گناهی ندارن باهاش مخالفم.
      می دونم اونا شستشوی مغزی شدن و به همین خاطر هم گفتم تا آتیش رو از لوله تفنگشون نبینم شلیک نخواهم کرد.
      خیلی هم پراکنده نبود، مرسی که صادقانه نظر دادی.

      1. معمار بیکار می‌گوید:

        واست خیلی جواب دارم اما چون دوست ندارم فردا به عنوان شورشی ببرنم س/رو/ش1.1.1 نمینویسم!

  1. هوم….
    سوال باحالیه.
    راستش من نه بلدم اسلحه دس بگیرم نه اصلا تجربه این خشن بازیا رو دارم.
    اگه …اگه موقعیتش جوری پیش بیاد که اگه نزنم اون منو میزنه یا اگه نزنم اون یکی رو جلو روم میزنه میکشه (اگه هنوز سکته نکرده باشم)هر جور شده میزنم.
    البته نه به قد کُشت احتمالا!
    یه جور میزنم که دیگه خر بازی در نیاره.
    بعضی هارم اگه ببینم و اسلحه داشته باشم حتمی حتمی حتمی به قصد کشت میزنم.به عذاب وجدانش می ارزه!میدونی که کیارو میگم؟

    1. نه دقیقاً نمی دونم کیارو می گی.
      اگر می تونی بگو، اگرم نمی تونی در حد اشاره
      مرسی که نظر دادی، بعضیا لایک زدن ولی جرئت نظر دادن رو هنوز کسی جز شما دوتا نداشته، تبریک!

  2. فقط براي دفاع. اگر مجبور بشم كه خلاص بزنم وگرنه يه جوري ميزنم نميره . فكر ميكنم كشتن خيلي سخت باشه حتي اوني كه 90 درصد ميدوني گناهكاره ولي هرگز ادم نميتونه مطمئن باشه.

  3. مي زنم …بدون لحظه اي ترديد مي زنم … همين چند شب پيش همين صحنه رو تو خيابون ديدم ….. ماشين پليس دنبال يه ماشين پرايد گذاشته بود … تو يه لحظه سرباز داخل خودروي پليس اسلحه اش رو به طرف ماشين در حال فرار گرفت و شليك….. اسلحه اش روي رگبار بود در حالي كه معمولا بايد در حالت تك تير باشه …. نتيجه شليك اون سرباز نگون بخت كشته شدن دو نفر و زخمي شدن يه نفر ديگه اس كه حالشم زياد خوب نيست…. بر خلاف خصلت شغل چند سال پيشم فقط نگا كردم و بعدش راهمو كشيدم و رفتم ….. نمي دونم چرا تازگيا اينقدر بي تفاوت شده ام
    سه صفحه كامنت گذاشتم براتون ولي نميدونم چرا نيست؟؟ خيلي نوشته بودم ولي الان خلاصه اش رو مي نويسم
    الهام خانوم …. بين حرف زدن و عمل كردن خيلي فاصله اس…خيلي…. شايد شما در حوادث گذشته خيلي خيلي خيلي خواستين خودتونو جاي اونايي كه دستگير شدن بزارين تا بفهمين چي به سرشون اومده ولي تا واقعا خود اونانباشين نمي تونين حس كنين اون لحظات رو ..
    به گفتن راحته ولي نمي دونين چه حسي داره وقتي چشماتو بستن و دستات رو هم از پشت بستن و وسط يه دايره انساني قرار گرفتي و نميدوني كه الان از كدوم طرف ضربه ميخوري……. نميدوني نفست رو بدي بيرون و شكمت رو سفت كني تا اثر لگدي كه ميخواد تو شكمت بخوره كمتر باشه يا مواظب باشي كه …البته مواظب كه نه چون كاري دستت نيست ….يا حواست باشه كه كه از حركت هواي دور صورتت احساس كني ضربه ي پاي سرباز رزمي كار با پوتينش داره مياد طرف صورتت و تو سرت رو عقب بكشي يا به پائين خم بشي ……يا اينكه دستاي از پشت بسته ات رو اينقدر بكشن بالا كه اگه يه خورده ديگه ادامه بدن كتفات از جاش درميان و در همين لحظه بزنن پشت زانوهات تا با روي زانو بخوري زمين و همون موقع با سر پوتين لگد بزنن به كتفت كه جاش تا دو ماه سياه باشه … و همه اينا در حالي باشه كه تمام توانت رو به خرج بدي تا يه آخ كوچولو هم نگي كه اونا حال بيان …. بازم بگم ؟؟؟؟؟

    من اينارو چشيدم …خودم چشيدم ….و اونقدر روحم سخت شده كه اگه اسلحه دستم بياد و مجبور باشم بدون لحظه اي ترديد مي زنم …ميزنم اون كسي رو كه بايد بزنم…… و عذاب وداني هم نخواهم داشت …..

    1. اتفاقاً از این بدترش رو هم برام نقل کردن
      ولی می دونم بازم تا جای شما نباشم احساسش صد برابر فرق داره
      من به شماهایی که اذیت شدین حق اینکارو می دم، این سوالم بیشتر از اونهایی بود که این اتفاقات براشون نیفتاده
      امیدوارم آرامش و روشنایی روزی به دلتون برگرده

  4. بی رو درواسی میگم ؛ نمیخوام روزی این اتفاق بیفته. شاید دور از ذهن باشه ولی برای خودم دلیل دارم .
    نمیدونم در لحظه چه تصمیمی میگیرم . چون آدم تا تو موقعیت نباشه نمیتونه حس اون لحظه رو درک کنه پس بازخورد ِ اون حس رو هم نمیتونه پیش‌بینی کنه .
    ولی اگه تو موقعیت قرار بگیرم ، جون ِ‌خودم یا عزیزم یا هم وطنم در خطر باشه احتمالاً همون موقع در حال ِ اشک ریختن (!) شلیک میکنم . تمام تلاش ِ خودم رو هم میکنم که طرف نمیره .اگر هم مرد هیچوقت خودم رو نمی‌بخشم . فکر اینکه بچه‌اش چه گناهی کرده بود ، خانواده‌اش ، … و لعنت میفرستم به هر کسی که باعث شده تو هر زمانی این مردم تاوان بدن… چه این طرفی ؛ جه اون طرفی …  

  5. نه، فکر نکنم من آدمش باشم. یعنی اگه کار به اون‎جا برسه احتمالاً تفنگ رو کنار می‎ذارم و با مشت و لگد میفتم به جون طرف مقابل: آدم در مقابل آدم… می‎دونی، این روش رو ترجیح می‎دم و در این راه از هیچ کوشش هم فروگذار نمی‎کنم…
    سلاح؟ نه نه، توان تیراندازی باهاش رو دارم اما توان شب‎های بعدی که بیدار می‎مونم رو ندارم…

  6. سوال خيلي جالبيه …خيلي بهش فكر كردم راستش من مطمئنم اولش خيلي مطمئن ماشه رو ميكشم و بنگ!
    اما بعدش تا آخر عمرم عذاب وجدان دهنمو صاف ميكنه…

  7. سلام
    اولا ممنون بابت خبر گیریتون. فعلا خدا رو شکر زندم. سعی می کنم بیشتر به روز کنم.

    اما در مورد این سوال سختت خیلی واضح باید بگم نمیدونم. تصمیم گیری خیلی اوقات ارتباط مستقیم با شرایط داره. اما امیدوارم هیچ وقت شرابط جوری پیش نیاد که کسی از ما مجبور به شلیک بشه

    موفق باشی

  8. نه !
    نمیتونم کسی رو حتی اگه سلاح دستش باشه و شلیک کنه حتی اگه ذوب در خریتش باشه حتی تو ذهنم بکشم اما چه بخوایم چه نخوایم خشونت خشونت به بار میاره و امیدوارم اینطور نشه .

  9. من میزنم و حق تیر دارم، اما به قول معروف کمر به پایین و فقط برای از پا انداختنش، اما اگه دستم به چند نفر برسه میزنم دقیق وسطش مخش
    1.ا.ن
    2.ع.خ
    3.ده نمکی
    4.ش. (روزنامه کیهان)

  10. اگر تو شلوغ پلوغی باشه ممکنه جوگیر بشم و تفنگ بردارم و الکی ژست بگیرم . ولی آدم شلیک کردنش نیستم . مخصوصاً به یه آدم دیگه . شاید شی‌ای سنگی چیزی به پای طرف بزنم اما گلوله نه . الکی نمی‌خوام ادعا کنم .

  11. نمی دونم. نمی دونم. نمی دونم. یاد شخصیت راسکلینکف افتادم تو جنایت و مکافات. حال و روزشو بعد از قتل خیلی درک می کنم. تو این شلوغیا هر کسی ممکنه جوگیر شه. هرکسی باید جوگیر شه. وگرنه شلوغی میشه یه مشت جنازه رو زمین. اما اینکه یکیمون اسلحه برداره و یکی دیگه رو بکشه مهم نیست بسیجی رو بکشی یا کسی دیگه رو. مهم اصل انسان بودنه. من نه.نمی کشم. نه که نتونم. خوبم می تونم. ولی مطمئنم بعد پشیمون میشم. مث سگ !

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s