کثافت 3 پایه

توی مترو به جز دو واگن اول و آخر، همه قصد چسبوندن دارن، مگر اینکه خلافش ثابت بشه

پ.ن: متاسفانه این کارو بیشتر مردای سن دار (بالای 30) دارن انجام می دن، یعنی اکثراً زن دارن، بچه دارن… برای من که تاحالا پیش نیومده پسری چنین رفتاری کنه


Share

Advertisements
کثافت 3 پایه

27 نظر برای “کثافت 3 پایه

  1. نه… پسرا هم پاش بیافته چسبوننده های قابلین. ولی مردای سن دار قابل ترن، به طوری که حتی به همون پسرای مذکور هم رحم نمیکنن!!!

    1. لازم نیست نادیده بگیرید، در صورتی چیزی رو نادیده می گیریم که بهمون مربوط بشه. وقتی مربوط نمی شه دیده هم نمی شه. به نظر نمی رسه که از این مدل اشخاص باشید بنابراین مربوط هم نمی شه

  2. واقعاً فکر می کنی مربوط نیست؟ حالا ما یه تیکه بیایم واسه دخترا یه گردان فمینیست میریزه تو وبلاگ که چیه نوشتی مرتیکه مردسالار زن حقیر کن حرفتو پس بگیر.

    1. من خودم هرگز این کار رو نکردم و چنین اثری ازم توی هیچ کجای نت پیدا نمی شه و از اونحایی که من مسئول رفتار و حرف های خودم هستم و شما هم به خودتون اعتماد دارید پس مشکلی نمی مونه

  3. از چند بعد میشه بهش نگاه کرد،میگن از نخورده بگیر بده به خورده! مردای سن بالا یه چیزایی رو تجربه کردن و از اونجایی که خانوم های ایرانی قبل از ازدواج نقش مانکن های … رو بازی میکنن و بعد از ازدواج این خانوم ها کلا تعطیل میشن، این خانوما به نظرشون فوق العاده صکصی میان.
    که باز هم توجیه مناسبی نیست.
    بعد دیگه اینه که بعضی از خانوم ها با مانتوهای آنچنانی و اینچنینی میان بیرون،جوری که اگر کسی هم قصد نگاه کردن نداشته باشه میفته به هوس!(قضیه همون مانکن های صکصی)حالا دلیل اینکه یه خانوم اگر موردی نداره چرا با اون مانتویی که همه چیزشو نشون میده میاد بیرون هم بر میگرده به اون مرضی که من بهش میگم: «تورو خدا منم نگاه کنید!» و اینکه نمیخوان از قافله عقب بمونن…
    کسانی هم هستن که شاید انقدر خوددار نباشن که بتونن از همچین صحنه ای بگذرن ولی همه چیز یادشون میره…

    چند سال پیش وقتی توی اوج شهوت و غریزه یه جوان تازه بالغ بودم سوار متروی صادقیه شدم…خانومی بود فوق العاده صکصی! از شرح هیکل و قیافه و نوع پوشش این خانوم میگذرم! شهوت و غریزه به اوج خودش رسیده بود و به قولی داشتم با چشم هام میخوردمش! خودم از خودم شاکی شدم و سعی کردم از این فانتزی بی نظیر بگذرم! سری چرخوندم و متوجه شدم به شعاع چند متری این خانوم خیلی ها هم حس و حال منو دارن.ایستگاه امام خمینی پیاده شدیم پسری افغانی توی اون شلوغی دستشو به باسن خانوم رسوند و … کسی ندید پسر افغانی بود فقط من دیدم…زن شروع کرد به داد و بیداد که: مگه خودتون ناموس ندارید؟!!! مگه خودتون … و الی الآخر… دو تا دختر کنارم بودن و حرفاشنو شنیدم:
    همه چیزشو ریخته بیرون انتظار داره بهش چپ هم نگاه نکنن!

    از منحرف های جنسی که اگر یه زن حتی با چادر هم باشه بهش دست درازی میکنن میگذرم،بقیه قضیه میشه لازم و ملزوم… یه جامعه عرف هایی داره( مخالف سرسخت حجاب اجباریم و میدونم خیلی از مشکلاتی که داریم به خاطر همینه) وقتی یه نفر میخواد خلافش حرکت کنه باید پیه مالیده شدن رو هم به تنش بماله!

    1. از وقتی که گذاشتید ممنون و تا حد زیادی باهاتون موافقم. ولی نه کاملاً، چون طبق استدلالات شما و چیزی که وجود داره، تعداد منحرفین جنسی که شما ازشون گذشتین خیلی هست و قابل گذشتن نیست! چرا چون برای من که نه اهل آرایش هستم و نه اهل مانتوهای تنگ (اصلاً خودم با جفتشون معذبم) این اکت مدام در حال تکرار شدنه و این همون دلیلی هست که باعث می شه من نتونم استدلال شما رو به صورت کامل بپذیرم

  4. سلام
    دو تا ديدگاه وجود داره. يكي كه از بعضي چيزا صحبت نكنيم بدليل شرم و حياو هر چيزي كه اسمش را بذاريم. يا بعضي چيزا را پررنگ تر نشون بديم تا زشتي كارش چند برابر ديده بشه. مترو خيلي شلوغه. اونجا هر حس بدي ممكنه به ادم دست بده حتي بدتر از اون چيزايي كه شما گفتيد. حس خفگي و ….
    يا هو

    1. این فقط یک احساس نیست دوست عزیز و بزرگنمایی هم نیست، این یک اکت هست و انقدر زیاد اتفاق می افته (همونجور که اشاره کردم «تا وقتی خلافش ثابت بشه») که خودش بزرگ هست و نیازی نداره چنین «نمایی» بهش داده بشه

  5. :-< وقتی عنوان و خود پست رو خوندم نفهمیدم چی می گید. ولی تو کامنت های خیلی واضح تر حالیم شد. هر چند من چندان با شما موافق نیستم. چون در مدتی که من از مترو استفاده می کردم چیزی مشاهده نکردم. ولی به هر حال این هم یکی از ایرادهای توفبق اسلامی زوری برای ملت ماست و غیر قابل انکار.

  6. سلام
    لطفا اين نظر من را فعالش نكنيد و بذاريد خصوصي بمونه. كدوم مشكل جامعمون را ريشه يابي كرديم كه حالا انتظار داريم جوونامون جور ديگه برخورد كنند. خواهش مي كنم كلي صحبت نكنيم. من جوونايي را ديدم كه كه تا يه خانمي توي تاكسي مي شينه بغل دستشون خودشون را جوري مي چسبونند به در ماشين كه در مي خواد از جا كنده بشه. اين حيا و شرف از جامعه به ادم به ارث مي رسه. شرمنده اگه شما داريد قرباني مي شيد بخاطر تربيت بد جامعمون. يادم نيستش كي بود چند سال پيش نشستم توي يه تاكسي بغل يه زن سالمندي حدود 70 ساله. بعد اصلا باهاش فاصله داشتم كلي.نمي دونم چي شد ماشين خواست بپيچه يادم نيست دستم بهش خورد نديدي چه النگ شنگه اي راه انداخت. راننده ه بهش گفت اين بيچاره كه تقصيري نداره تازه اون هم توي تهران. خواهرم بنده خدا مي گفت مي خوام سوار تاكسي بشينم همين مشكل را با مردا دارم و رفت ماشين خريد و با اون مي ره سر كار. خيلي مشكلات از اين پيچيده تره كه شما فكرش را مي كنيد. فكراي جوونامونا بيمار كردند. بخدا جووناي پاكي داريم. اينجوري قضاوت نكنيد. من و شما و همه جوونامون قرباني كج سليقه گيهاي اجتماع و مسئولينمون هستيم كه داره توي دانشگاه توي مدرسه توي مترو توي بيمارستان خودش را نشون مي ده. من خودم را ادم منزهي نمي دونم ولي يادمه چند سال پيش سوار ماشين هاي ميدون وليعصر-ارياشهر مي شديم. جلو هميشه دو نفر را سوار مي كردند. يه بار من با يه خانم جووني جلو سوار شديم. من طرف راننده بودم. خيلي خودم را چسبونده بودم به طرف راننده.خانمه يه نگاه معناداري بهم كرد و گفت آقا شما مثل اينكه خيلي ناراحت هستيد. راحت باشيد من مشكلي ندارم. بخدا شرمنده شدم از نحوه برخوردشون. مي بينيد برخورد تا برخورد داريم. اين برخورد هنوز توي ذهنمه. مي بينيد آدماي جامعون مي تونن الگو باشند باسمون.خودمون باسه خودون الگو مي شيم.اينجوري ما تنگاها و تهديدها را تبديل به فرصت مي كنيم. جلو سوي استفاده ها را مي گيريم.ببخشيد اگه پرحرفي كردم.انشالله درست مي شه.
    يا هو

    1. چون کامنتتون یکبار تائید شده بود، از دفعه ی دوم بدون تائید من خودش ظاهر میشه. مشکلی هم نمی بینم برای اینکه این کامنت عمومی باشه. حرف های شما در راستای همون حرف های آقای دیوانه هست و حرف های منم مثل دفعه ی قبل در تائید حرف های این مدلی. ممنون از وقتی که اختصاص دادید

  7. كيقباد می‌گوید:

    همه اين حرفا درست . كامنتهاي دوستان هم محترم . ولي به نظر شما اين آقاهه حق نداره خودشو به كشتن بده ! اگه حركت قطار اونوري باشه كه از گردن سرش قطع ميشه .
    والله از شما چه پنهان اگه ما هم بجاي اين آقاهه بوديم همين بلا بر سرمون مي اومد از دست اين خانم ! چسبوندن كه جاي خود داره !
    بقول شاعر : سر چه باشد كه نهم بر قدمت …
    يه چيزي توو اين مايه ها !!

  8. تقریبا میشه گفت که آره تمام دست درازی هایی که به من شده همه شون بالای 30 بودن!نمیگم من خوب لباس میپوشم اما فقط به این دلیل که دوست ندارم که بهم بگن چی بپوش و چی نپوش و اینکه یه زمانی گشت ارشاد بهم چیزی نگه(چون واقعا برام دردناکه که شخصیتم تو خیابون له بشه گرچه به این هم اعتقاد دارم لباس پوشیدن کسی به هیچ کس ارتباطی نداره)همیشه چیزی پوشیدم که متناسب با عرف جامعه باشه اما باز هم من هم طعم این کار های آقایون رو چشیدم و به نظرم اینا دیوونه اند!

  9. چند وقت پیش هم یه جایی خوندم یه آقایی هنگامی که داشتن خانومش رو به اتاق زایمان میبردند به پرستار بخش دست درازی میکنه و میگه میدونی سیــ.نه ات خیلی قشنگه!این کارش باعث میشه که بهترین لحظه عمرش یعنی لحظه تولد اولین فرزندش رو از دست بده البته لازم به ذکر هست ه این خبر مربوط به خارج از ایران بود.

  10. از وقتی اون اتفاق برام تو واگن زنا پیش اومد، دیگه نمیرم تو واگن زنا مگر اینکه مجبور باشم. اما هر وقتم میرم تو واگن مردا دیوونه میشم بس که نگاه میکنن. چسبوندنشون که جریانی داره دیگه برای خودش.
    یه بار خیلی خوب و اساسی با یه مردک بیشعور دعوا کردم

  11. Alireza می‌گوید:

    و تو شهر هر دختری که بهت نزدیک میشه قصد آویزون شدن بهت داره مگه اینکه خلافش ثابت بشه!!!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s