صفر کیلومتر

من دوتا نعمت دارم، گوش تیز و شامه ی تیز. امروز دوتا اتفاق افتاد که باعث شد جفتش با هم یادم بیاد.

یک: امروز خواهرام خونه مون مهمون بودن، من و خواهر یک و خواهر زاده ی یک نشسته بودیم توی اتاق من،  یعنی (تقریباً) دورترین فاصله ممکن به در ورودی آپارتمان و اصواتی هم تولید می کردیم (هر و کر) که بنده صدای در زدن فوق العاده آرومی رو شنیدم. در حالی که مادر گرامی و پدر گرامی اون طرف توی آشپزخونه و هال تشریف داشتن، یعنی نزدیکترین نقاط به در. به خواهر و فرزند عزیزتر از جان گفتم در زدن، در حالی که این عزیزان مشغول تیز کردن گوش خود بودند زنگ در به صدا در اومد و معلوم شد چون کسی از خودش برای تق تق عکس العمل نشون نداده خواهر دو با همراهی فرزند جانشون مجبور به استفاده از زنگ شدند. نکته: کسی نمی دونه چرا زنگ در پایین رو نزدن و یهویی رسیدن پشت در بالا. احتمال استفاده از سنجاق یا چنگال از این مادر و دختر بعید نمی باشد!

دو: با آقای میم به پمپ بنزین رفته بودیم برای سوخت گیری از کارت سوخت ششصد لیتری آقای پدر. آقای میم در حالی که نازل را تا.د.سته در سوراخ ماشین فرو کرده بودند به من گفتن «پیاده شو از صندوق عقب شیشه بیار یه ذره بنزین برای پاک کردن چاپ روی یک چیزهایی! بردارم». پس از پر شدن شیشه ی نوشابه ی کوکاکولا با بنزین، اینجانب سوراخ ظرف را به بینی خود نزدیک نموده و بو نمودم. بعد از چرخش کمر خود دیدم خانوم ِ آقای راننده ماشین پشت سری مان دارد نگاهی عاقل اندر سفیه به بنده می اندازد!

بنده از عنفوان بچگی به بو و صدا فوق العاده حساس بودم. خیلی از افراد، اجسام، پیشامدها، مکان ها و… رو قبل از اینکه ببینم از روی یکی از این دوتا (یا جفتش با هم) تشخیص می دم. این مدل تشخیص یه وقتایی باعث سورپرایز می شه، یه وقتایی هم از سورپرایز جلوگیری می کنه. خواهر شماره یک چندباری طبق نطق هایی عامرانه در ملا عام اشاره فرمودند که «هرچی می دی دست الهام اول بو می کنه!». همچنین مامان جونم وقتی این نمودها رو مشاهده می کنن به بنده لقب چیز صفر کیلومتر می دن، که چیز، با گوش و دماغ بسته به موقعیت جایگزین می شود. در همین راستا دیروز که با خواهر دو از ضلع شمال شرقی پارک دانشجو عبور می کردیم از شدت بوی کود حیوانی (کود خیلی حیوانی!) من مجبور به گرفتن بینی خود با استفاده از پایین مقنعه شدم در حالی که خواهر گرامی ککش هم نگزید!

اما هدف از این همه حرف اینکه: تجربه بهم ثابت کرده بعضی اوقات خیلی خوبه چیزهارو اول ببینیم بعد به تشخیص برسیم.

Advertisements
صفر کیلومتر

13 نظر برای “صفر کیلومتر

  1. من که اگه حواسم به کار دیگه ای باشه و به اصطلاح تمرکز کرده باشم یهو دیدی بوی سوخته ی غذا بلند شد و من کاملا بیخبر از فاجعه ای که در شرف وقوعه! 😀

  2. والله من از » طفولیت » علاقمند به بوی بنزین بودم / یعنی همیشه عاشق این بودم و هستم که برم پمپ بنزین و از ته اعماقم نفس بکشم ولی در کل بد مدل شامه ی آدم با اینجور دوس داشتنا تیز میشه و درست جایی که فکرشم نمیکنی / یه بوهایی میاد .

  3. سلام … گوشت خیلی تیزه ها :دی … حالا برا چی بنزین رو بو کردی؟ … مگه بوش رو این همه تو پمپ بنزین استشمام نمی کنِی؟ … تو که کود رو اونجوری احساس می کنی و با مقنعه بینیت رو میگیری، بو بنزین رو احساس نکرده بودی؟ :دی

    1. چرا، ولی بوهایی رو که دوست دارم (از جمله بوی بنزین) هربار که فرصتش پیش بیاد دوباره استشمام می کنم. مسلماً بوی بنزینی هم که از توی بطری میاد خیلی بیشتر از جو پمپ بنزینه

  4. خدا صبر بده بت خاله… من روانم پاک میشه اگه بویی بشنوم که دلم نمی خواد بشنوم.
    اما حالا که بزنین دوست داری، بت تینر فوری رو پیشنهاد می کنم. مست می کنه لامصب

  5. kyghobad می‌گوید:

    این گرفتگی ی مشام ، یه واقعیت دردناک و چه بسا سوزناکه ! دلیلش هم سوختن غذا و فریاد آقای خونه که خانم خانم سوخت سوخت و خانم انگار نه انگار که بوی سوختن غذا همه جا رو پر کرده میگه چه خبره چیه چی سوخت ؟ و تا خودش نره توو آشپزخونه و نبینه که دود از کله ی قابلمه بلند شده ، متوجه سوختن غذا نمیشه . بس که مشام ندارن بعضیا .
    آقایون هم دست کمی از خانمها ندارن ، البته نه توو گرفتگی ی مشام ، بلکه توو گرفتگی ی گوش .واسه همینه که حرفای خانمها که هیچ ، جیغ و دادشونم نمیشنون گاهی !

  6. من تو حس بویایی خیلی قویم. از بچگی بهم میگفتن سگ. باورت میشه اگر طرف یه اپسیلون تنش بو بده من میمیرم!؟
    تو جمع هیچکسی متوجه نمیشه اما من آره.

    گوشمم خوبه اما یه نموره همچینی تو تشخیص تن صداها گیر دارم که اونم تازگیا خیلی خوب شده و رو هوا میزنم

  7. یه چیز بگم نخندی ! من که از اول وبلاگت رو نمی‌خوندم . از همون وقتی که می‌خونمت نمی‌دونم چرا فکر می‌کردم خارج زندگی می‌کنی !!! خدایا ، توبه :))

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s