مردانگیتو

این معادله چندمجهولی رو برای بنده حل بفرمائید لطفاً: چه دلیلی داره ابروها به این شدت تمیز بشن اما پشم سینه به اون عظمت سر جاشه. هدف تمیز بودنه؟ مردونگیه؟ جذاب بودنه؟ چیه این هدف که انقدر فاکتورهای متناقض داره!



پ.ن: عکس ها فقط مشتی از خروارند

 

Share

چرا؟

توی گودر که نمی دونم باهاش آشنایی دارید یا نه یک مفهومی به نام لایک وجود داره. توی فیص بوک هم هست البته. اینجوری کار می کنه که وقتی از یک مطلبی خوشم میاد (حالا متن بلند یا کوتاه یا عکس یا موسیقی یا ویدئو) براش لایک می زنم. اینجوری نویسنده / ناشر اون مطلب متوجه می شه من از کارش خوشم اومده. حالا اینو چندلحظه داشته باش.

من به فلانی علاقه دارم چون مشهوره یا محبوبه یا هردو. بعد چه حرکات درست و قشنگش چه حرکات غلط و زشتش رو می پرستم. اینو وردار بیار بچسبونیم به پاراگراف بالا.

توی گودر خیلی حرف شده که گیر ندین به لایک های اینو اون، هرکس می تونه دلیلی داشته باشه واسه لایک زدن و رساله های این چنینی زیاد در باب لایک و لایک بازی نوشته شده که من باهاشون موافقم. ولی یه چیزایی هست که نمی شه ازشون گذشت. نمونه اش رو عرض می کنم خدمتتون. در مورد دکتر علیرضا مجیدی قبلاً هم صحبت کرده بودم. ایشون یک شخصیت تاثیرگذار و محبوب و یه جورایی مشهور و البته پرسابقه بلاگستان فارسی هستند. به عکس پایین توجه کنید لطفاً:

این تصویر مال خروجی فید ایشون روی گودر هستش. چیزی که واضحه اینه که ایشون در حال تست زدن یک تم بودند و پست پیش فرض روی خروجی فید وبلاگ ایشون قرار گرفته. هیچی یعنی، یعنی مطلبی نیست که ایشون نوشته باشن یا در نوشته شدنش دخالت داشته باشند، محتویاتش هم همین دو جمله است که مشاهده می کنید. بعد یه بنده خدایی اومده برای این لایک زده. خب؟ شما بگین در مورد هدف این آقایی که لایک زدن چی فکر می کنین؟ بگین و منو خلاص کنین بفهمم چه فکری باید بکنم؟ چجوری به لایک های همچین آدمی میشه استناد کرد وقتی هرچیزی، هرچیزی که از زیر دستش رد می شه لایک میزنه. اگر بگیم دقت نکرده عذر بدتر از گناهه. اگر اینو نگیم چی بگیم؟

این یکی تصویر برای یک وبلاگ بسیار پرطرفدار با نام «زن روزهای ابری»  هستش که حتی در ساجسشن گوگل وجود داره.

الان چی فکر می کنین؟ سه نقطه شاید در ادامه یک کلمه یا یک جمله تاثیر همگانی داشته باشه ولی اینجوری تنهایی چیش برای 49 نفر تا اون لحظه لایک داشته آخه؟

من قصد زیر سوال بردن کسی یا چیزی رو ندارم. فقط دوست ندارم فکر کنم این همه آدم بی‏دقت یا جو زده زیاده. بخاطر همین پرسیدم شاید یکی بتونه جوابی بهتر از اینا بهم بده.

وبلاگ آقای دکتر علیرضا مجیدی. ایشون پستی رو که در تصویر مشاهده می کنید «طبعاً» پاک کردند. این پست تِمپ در تاریخ 9 اسفند 1388 روی خروجی قرار گرفته بود.
وبلاگ زن روزهای ابری. ایشون پستی که تصویر فیدش رو مشاهده فرمودید پاک نکردن. می‏تونید پست رو اینجا ببینید.

پینوشت: گودری ها می دونن که این دو مورد مشتی از خروار بودند.

ژانر – دو

اینایی که توی نت با اسم مستعارن ولی بازم همه چیشون پرایوته؛

اینایی که توهم خطر دارن؛

اینایی که می خوان مرموز باشن؛

اینایی که فکر می کنن خیلی کله گنده هستن.

نیست در جهان

فهمدیم اِن تا دوست همفکر هم که داشته باشی، تا وقتی نزدیکانت درکت نکنن، نمی تونی شاد باشی و احساس تنهایی می کنی. چون باهاشون اصطکاک لحظه به لحظه داری و بدون درک متقابل، باید لحظه به لحظه توضیح بدی.


Share